Opera Method
🔷اپرا یک روش نظامند تصمیم گیری و تا حدودی پژوهشی اکتشافی است که در آن تلاش می شود از طریق نوعی بارش مغزی نظامند در خصوص یک مساله راه حل ارائه شود و یا در خصوص عملکردی معین تصمیم گیری صورت گیرد. برای این منظور تسهیل گر یا پژوهشگر تلاش می کند از طریق نشست یا جلسه ای کارکردی که مبتنی بر نوعی آمادگی پیش زمینه ای است به پاسخ،راه حل، یا تصمیمی سریع،بسنده و فراگیر دست یابد. در واقع اپرا سرنامی متشکل از حرف اول پنج واژه است که حاصل جمع آن ها با هم فرآیند اجرایی این روش را شکل می دهند:
🔹حرف O:سرنامی برای اصطلاح Own Thoughts(اندیشه های خود) و موید این امر است که لازم است مشارکت کننده عقیده ها یا اندیشه های شخصی خود را بازتاب دهد.
🔹حرف P:سرنامی برای اصطلاح Pair suggestions(پیشنهادهای جفتی) و موید این امر است که لازم است زوج افراد عقیده های خود را به اشتراک بگذارند و از میان آن ها پیشنهادهایی را برای نشست یا جلسه ی گروهی آماده سازند.
🔹حرف E:سرنامی برای اصطلاح Explaining(تبیین کردن) و موید این امر است که زوج افراد پیشنهادهای خود را برای اعضای گروهه ی اصلی توضیح می دهند و جزئیات و دلیل های آن ها را روشن می سازند.
🔹حرف R:سرنامی برای اصطلاح Ranking (رتبه بندی) و موید این امر است که پیشنهادهای زوج ها در گروهه ی اصلی به رای گذاشته می شوند و بر آن اساس پیشنهادها رتبه بندی یا الویت بندی می شوند.
🔹حرف A:سرنامی برای اصطلاح Arranging (آرایه بندی) و موید این امر است که پیشنهادهای اولویت بندی شده در قالب مقوله های مرتب شده ای آرایه بندی و به پیشنهادهای عملی تبدیل می شوند.
منبع:میرزایی،خلیل،(1395) کیفی پژوهی:پژوهش،پژوهشگری،پژوهشنامه نویسی ،تهران،فوژان،جلد1و2
برچسبها: روش اپرا, کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی
این کارنامه یکی از پذیرفته شدگان رشته مطالعات فرهنگی در مقطع ارشد هست که بهتون کمک می کنه که وضعیت خودتون و امکان قبولیتون رو مورد بررسی قرار بدید.
در خصوص منابع کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی فعلا اختلاف نظر وجود داره و به نظر میرسه کتب نظریه های مردم شناسی بیشتر کمکتون بکنه .البته سال هاست که منابع این رشته در هاله ای از ابهام هست و چیز عجیبی نیست
کارنامه رتبه 4 کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی

برچسبها: کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی, ارشد مطالعات فرهنگی, منابع مطالعات فرهنگی
این یادداشت در رسانه سراج 24 منتشر شده است
از منظر جامعه شناسانه فهم پدیده های اجتماعی ما را نسبت به آن حساس تر کرده و امکان تغییراتی که منجر به تقویت انسجام اجتماعی شود را فراهم خواهد نمود.با گسترش ویروس کرونا ساحت های مختلف زندگی اجتماعی اعم از معیشت و امور اقتصادی،روابط خانوادگی،نظام آموزشی با چالش های جدی مواجه شد.
بار دیگر فضای مجازی بستر بیان نظرات و اندیشه هایی شد که تکرار بعض ادبیات آن می بایست مورد تامل قرار گیرد:
"هیاتی ها" بیش از همه به سلامت اجتماعی اهمیت می دهند و...
"هیاتی ها" نسبت به قوانین حساسیت بالایی دارند و...
"هیاتی ها" در پویش همدلی نشان دادند که ...
این ادبیات به دلایلی درفضای عمومی گسترش یافت که به برخی از آن ها اشاره می شود:
1- اول به دلیل اهمیت بسیار زیاد برگزاری مراسم عزاداری برای هییات مذهبی
2- دوم به دلیل طعنه هایی که در فضای مجازی در دوران کرونا به نهاد دین و دینداران زده شد.
3- انگیزه های درونی مومنانه که علاوه بر ایجاد روح جمعی،سختی های بیرونی را بر خود هموار می سازد و امکان برقراری نظم جمعی در مراسمات را تسهیل می نماید.
نکته اما اینجاست که مگر جز این است که مراسم عزاداری ماه محرم برای ایران زمین با همه فرق و مذاهب و ادیانش اهمیت دارد؟مگر جز این است که مراسم عزاداری هیچ وقت امری حاکمیتی نبوده و مردم خود جوش فعالیت های خود را در سخت ترین شرایط انجام داده اند؟مگر عزاداری ماه محرم مخصوص هیاتی هاست؟ اصلا این هیاتی ها چه کسانی هستند جز ما؟
بازنشر و بازتولید این ادبیات در حیث اجتماعی برای هبستگی و سرمایه اجتماعی آسیب زاست.وقتی اینگونه سخن از "هیاتی ها" به زبان می آوریم گویا دوگانه کاذبی وجود دارد به نام "هیاتی و غیر هیاتی".عزادار و غیر عزادار،دغدغه مند و غیردغدغه مند
اما نکته دوم این که درست است که فرایند هویت یابی در نسبت من و دیگری شکل می گیرد ولی این من، هیاتی ها و دیگری؛ غیر هیاتی ها نیستند ،هویت یابی دلدادگان حسین از مسیر هایی این چنینی شکل نمی گیرد چرا که همه حسینی هستیم و نظام مفاهیمی چون ایثار،عدالت خواهی،ظلم ستیزی،حریت و آزادی،شهادت هویت ما را شکل می دهد.
نکته سوم این که کاربست این ادبیات لزوما مساله ساز نیست اما تاکید زیاد بر روی آن و تولید و انتشار ادبیاتی (تقابلی یا حساسیت بر انگیر)که ممکن است حتی منشاء غیر داخلی داشته باشد در فضای مجازی توسط هرگروه یا فردی که با همبستگی ملی مشکل دارد کار دشواری نیست.افراد و جریان هایی که تا هر مساله ای پیش می آید مردم را در مقابل هم قرار می دهند و از احساسات مردم این سرزمین سوء استفاده می کنند.
لذا پیشنهاد می شود با افزایش سواد فضای مجازی آحاد مردم واکنش نشان دادن احساسی به این مسایل که درفضای مجازی رو به فزونی است را مدیریت نمود چرا که همبستگی و انسجام ملی و سرمایه اجتماعی این کشور با خون های پاک شهدایی به دست آمده که نباید بدان بی اعتنا بود.
متن کامل یادداشت در ادامه متن
صالح اصغری - جامعه شناس و توسعه دهنده سواد فضای مجازی
برچسبها: صالح اصغری, جامعه شناسی کرونا, جامعه شناسی هیات, دوگانه اجتماعی
ادامه مطلب...
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، صالح اصغری، توسعه دهنده سواد فضای مجازی و جامعه پژوه طی یادداشتی برای «فرهیختگان» نوشت:
1- آوینی را دوست دارم و آل احمد را نیز، هردو را در شکل گیری شخصیت و هویت جستجوگر دوران نوجوانی ام سهیم می بینم. اولی را فردی و دیگری را اجتماعی تر .... دلیلش اما جالب است و وجهی رسانه ای دارد.
2- قرائت من از اندیشه آوینی رنگ و بویی هویتی دارد آنجا که از بازگشت به خویشتن سخن میگوید.بماند که بازگشت به خویشتن آوینی با آل احمد فرق دارد،آوینی برخلاف آل احمد و شریعتی هم آغوش مرگ بود و از خویشتن و تمدن سخن می گفت و آل احمد و شریعتی در مطلع انقلاب.....آوینی از مرگ انقلاب نگران بود و شریعتی منتظر تولدش شاد.
3- در نبود آل احمد، شریعتی و مطهری، آوینی سعی کرد که باشد. آوینی نماینده انقلابی پساانقلابی ست که هرمقدار زور بزنیم کلیشه ی شکل گرفته از وی توسط برخی دوستان انقلابی بیش از آنکه رو به جلو باشد رو به گذشته است.
4- و صدالبته برای برخی آوینی خوب،همین آوینی مرده یا بهتر بگویم آوینی شهیدی است که هم دمِ پلاک و چزابه و فکه است، عارف مسلکی با دغدغه های فردی درحفظ یاد شهدا...
5- تا زمانی که جوان انقلابی در دانشگاه به اردوی راهیان نور با تصاویر آوینی بسنده می کند و در هیات بیش از کتاب و سخنرانی به مداحی و عمل جهادی فکر می کند از آوینی، یک انقلابی در نمی آید.
6- برساخت هویت انقلابی از آوینی و تفوق اندیشه وی بر تصاویر اُوِرکت بر دوش و صدای حزن انگیزش در روایت فتح وظیفه جوان انقلابی روزگار ماست ...
مشکل دوم اینکه بخواهیم از آوینی یک قرائت انقلابی داشته باشیم این است که اوضاع کمی خطرناک می شود و از دَر و دیوار برایتان می بارد که این تفکرات التقاطی چیست؟!
پذیرش این آوینی برای برخی که علوم انسانی غربی را به کُل نجس العین می دانند بسی سخت است، پذیرش این آوینی یعنی باز شدن باب دیالوگ با اندیشه های علوم انسانی وارداتی که تا دیروز با چوب اومانیستی، لیبرالیستی، پرگماتیستی، مارکسیستی و هزار فحش و فضیحت رانده می شد و برای برخی از قشریون نماد تفکر اصیل بود.
این آوینی دروازه ذهنش به روی اندیشه ها بسته نیست و جوانان ساده دل را ممکن است از صراط برخی جریان های معرفتی شیپور به دستِ جزم اندیشِ قشری نگر دور کند.
در پایان تکلیف خودمان را مشخص کنیم که آوینی عرفانی با رویکردهای تربیت فردی را می خواهیم با اُورکتی بر دوش و فریم عینکی سنتی و محاسنی یک دست که از آسمان ها ما را به سوی مرگی شریف می خواند یا آوینی انقلابی با خوانش هایی از اندیشه های اندیشمندان بلاد دور که منجر به نقد مبانی توسعه می شد؟
برچسبها: صالح اصغری, سواد رسانه ای, شهید آوینی, مطالعات فرهنگی
به گزارش «فرهیختگان آنلاین- لینک یادداشت»، صالح اصغری، جامعه شناس و توسعه دهنده سواد فضای مجازی طی یادداشتی نوشت: بیماری ویروسی اخیر که برخی شهرهای کشور را درگیر کرده است نگران کننده است و البته این نگرانی طبیعی محسوب می شود چرا که سلامت انسان ها از اهمیت بالایی برخوردار است.
اما گاهی این نگرانی منجر به کنش هایی غیر اخلاقی یا غیر مسئولانه ای می شود که علاوه بر سلامت فردی سلامت اجتماعی را نیز به خطر می اندازد
انسان به مثابه موجودی اجتماعی همواره در معرض خطرات، بلایا و حوادث طبیعی و غیر طبیعی بوده است و به همین دلیل (سلامت، امنیت، رفاه و..) زندگی اجتماعی خویش را رقم زده است و باید از آن محافظت کند.
برای یک جامعه ی انسانی سالم همواره برخی شاخص ها مانند دماسنج علائم حیاتی این ارگانیسم زنده را می سنجد. یکی از این شاخص ها، میزان همبستگی و انسجام اجتماعی است.کاهش همبستگی اجتماعی، سلامت اجتماعی را به خطر خواهد انداخت. در ادامه به بیان چند نکته مهم می پردازیم:
1_جامعه شناسان معتقدند بحران ها و بلایا ظرفیت های چند وجهی دارند به گونه ای که گاهی عاملی جهت تقویت و گاهی باعث تضعیف انسجام اجتماعی می شوند.
به عنوان مثال اخباری که از احتکار ماسک در برخی شهر ها به گوش می رسد و قیمت های غیر طبیعی آن نمونه هایی از این کنشگری غیر مسئولانه است که منجر به تضعیف همبستگی اجتماعی می شود و روحیه فردگرایی و نفع گرایی را در جامعه بازنمایی می کند.
از سویی دیگر چه زیباست تصویر فردی که در فضای مجازی منتشر شد به نحوی که در فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی خود در اردبیل به ارائه ماسک رایگان به شهروندان می پرداخت و پیام از خودگذشتگی را در سطح جامعه منتشر می نمود و به تبع آن در حد خود انسجام اجتماعی را تقویت می نمود.
آنچه فرهنگ شهروندی مسئولانه در این شرایط از تک تک افراد انتظار دارد اجتناب از کنش های غیر همدلانه تقویت همبستگی اجتماعی است.
2_از منظر روانشناسی اجتماعی گاهی رویداد ها در بستر تاریخی (زمانمندی) و جغرافیایی(مکانمندی) تاثیرات اجتماعی فزاینده تری را از خود به جای خواهند گذاشت که مدیریت آن دشوارتر است.
به عنوان مثال، سال جاری به دلیل تعدد اتفاقات ناگوار کام مردم را تلخ نموده است.در این بستر زمانی بروز بیماری ویروسی اخیر از حیث روانی تاثیرات فزاینده تری را خواهد گذاشت که همگی می بایست بدان آگاه تر باشیم و مسئولانه تر رفتار کنیم.
در این شرایط همه ما به طور آگاهانه و ناآگاهانه در زمینه تضعیف و یا تقویت همبستگی اجتماعی تاثیرگذار خواهیم بود و به همین دلیل است که برای بهبود آن هم همه افراد و سازمان ها و حتی افرادی که آسیب دیدهاند، باید احساس مسئولیت کنند، در غیراین صورت بدون اقدام جامع مشترک نمیتوان در راستای رفع مشکلات قدم صحیح و موثری برداشت.
3_ایجاد سیاه نمایی،دو قطبی، مقصریابی، تضعیف روحیه عمومی به بهانه اطلاع رسانی بر خط و مطالبه گری در این شرایط کمکی به حل مساله ای که امروز با ان مواجه هستیم نخواهد کرد و به جز خالی کردن بغض و کینه و دلسرد کردن آحاد جامعه و مسیولین کارکردی ندارد.
4_جامعه ای که از باب ریشه های فرهنگی و اجتماعی جمعگرا محسوب می شود روحیه ایثار و جهاد در آن بسیار پر رنگ است و از سویی دیگر ظرفیت بالای بسیج را در حوزه های مختلف پزشکی، مهندسی، آموزش، اصناف و جوانان را دارد از زمینه های قدرتمند همبستگی اجتماعی برخوردار است و تنها با تکیه به این توان و ظرفیت اجتماعی می تواند این وضعیت را پشت سر بگذارد.
برچسبها: صالح اصغری, کرونا, مطالعات فرهنگی, سواد رسانه ای
ادامه مطلب...
چرا انقدر تنبل شدم؟
«صالح اصغری»، پژوهشگر و توسعه دهنده سواد فضای مجازی در مقطع دکتری جامعه شناسی فرهنگی یادداشتی پیرامون این برنامه و شرایط اجتماعی _ فرهنگی که عصر جدید در آن ظهور کرد در اختیار خبرگزاری میزان -لینک مطلب قرار داده است که در ادامه آورده می شود:
![]()
فضای روشنفکری، دغدغههای سیاسی، رویکردهای احساسی و حتی بغضهای شخصی منتقدان برنامه عصر جدید به پایان رسیده است و یک سوال بدون پاسخ مانده است و آن این است که عصر جدید در چه شرایط اجتماعی _ فرهنگی ظهور کرد؟
برای یافتن پاسخ این سوالات میبایست به مناسبات جامعه کنونی ایران از منظری جامعه شناسانه و با ادبیات تئوریک متاخر نگریست.
۱-فهم دقیق قدرت در جامعه شبکهای که در آن رسانههای فردی جایگزین رسانههای متمرکز و عریض و طویل میگردند و به گونهای سخن از رقیبای کوچک، ولی اثرگذار برای رسانههای ملی است میبایست مد نظر قرارگیرد. تصور این که چنین برنامهای بخواهد در بستر فضای مجازی توسط شرکت خصوصی برگزار شود به قدر فاجعه آمیز است که برای دغدغهمندان فرهنگ غیر قابل تصور است، فضایی که به غایت امکان سو استفادههای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را در خود مستتر دارد.
۲-فهم روند جهانی شدن توسط مسئولین سیما، طراحان و برنامه سازان عصر جدید و جایگاه مخاطب در آن و مشروعیت یافتن تکثر تولیدات رسانهای برای ذایقههای مختلف در برابر رسانه_جامعهای که عدم پذیرش تنوع و تکثر برای آن میتواند پاشنه آشیل جدی باشد. فلذا ضرورت توجه به علاقه مندی و نیازهای متنوع مخاطبین رسانه را بیش از پیش مد نظر است.
۳- ظهور دوران شبکههای اجتماعی و شناخت تغییرات نسلی و فهم نسل زد (generation z) و تینیجرهایی که در نظام ارزشی آن هاسرعت، سرگرمی، تنوع و دیده شدن اصالت یافته است برنامه سازان و مسئولین سازمان را به سویی رهنمون میسازد که نپرداختن به آن فهم مخدوش مخاطب و کاهش گستره اثرگذاری را به همراه دارد.
۴-جایگاه رقیب بیرونی و شناخت قدرت رسانههای همسایه (بخوانید تلویزیونهای ماهوارهای) در جذب مخاطب داخلی و عدم مطلوبیت حضور استعداد های؟! داخلی در این برنامهها که با موازینی خارج از عرف و هنجارهای عمومی جامعه همراه خواهد بود نیز یکی دیگر شرایطی بود که ساخت عصر جدید را لاجرم میساخت.

با توجه به آنچه بدان اشاره کردم مد نظر دارم بیان کنم که در سپهر رسانهای که به درست یا غلط تلویزیون حق را با مشتری (بخوانید مخاطب) میپندارد با حفظ موازین توانسته جذب حداکثری مخاطب کند و از سایر رقبا و شرایط اجتماعی عقب نماند. این مهم زمانی ارزشمند است که فارغ از نقد فرم و محتوا، رسانه ملی و تلویزیون چارهای جز پرداختن به این موضوع نداشت است و نپرداختن بدان از منظر حاکمیت و مدیریت رسانهای وضعیت را بدتر از حال میکرد چرا که ساخت این برنامه توسط رسانههای آلترناتیو رخ میداد.
اتفاقا معتقد و امیدوارم عصر جدید آغازی بر فهم تغییرات اجتماعی فرهنگی جامعه توسط مسولین و برنامه سازان صدا و سیما باشد.
فهم شرایط اجتماعی_سیاسی حال حاظر جامعه ایران و نحوه سیاستگذاری فرهنگی در آن با عدم شناخت دقیق آن که کاستلز از آن به جامعه شبکهای و فهم قدرت در آن یاد میکند ما را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد.؛ لذا معتقد هستم این فهم قابل تقدیر است و جسارت ساخت آن مورد تقدیر تر، ولی آغاز نقدهای جدی فرمی و محتوایی که بسیار مهم و تاثیرگذار است میبایست بر این بستر رئالیستی مورد توجه قرار گیرد و از ژست گرفتنهای به اصطلاح روشنفکر مآبانه دینی و غیر دینی که در خلاء اجتماعی به مسایل میپردازند باید پرهیز کرد.
از این منظر شخصا نقش مثبت و تاثیرگذار دکتر سیدبشیر حسینی را نه در قالب داور برنامه بلکه به مثابه تیوریسین این برنامه بسیار جدی و مهم میپندارم که تاکنون فهم دقیقتر جامعه شبکهای و دیجیتال نیتیوها را برای مدیران رسانه ملی تسهیل کرده است.
برچسبها: عصر جدید, صالح اصغری, سید بشیر حسینی, مطالعات فرهنگی
ادامه مطلب...
خشونت نمادین یکی از مهمترین مفاهیم پیر بوردیو است.وی تئوری پردازی است که نظریه و عمل را در کنار یکدیگر می دید و قائل به جدایی آن دو نبود.به همین دلیل در تمامی پژوهش هایش براساس مشاهدات میدانی که انجام داده بود نظریه پردازی کرد.مفهوم خشونت نمادین از مفاهیمی است که او پس از مشاهدات بسیار بر روی موارد متعدد از جمله بررسی جامعه ی الجزایر و نظام آموزشی فرانسه،به آن دست یافت.
سلطه ی نمادین چیزی است که افراد تحت سلطه آن را همچون اکسیژن استشمام می کنند،فشار آن را احساس نمی کنند و از همه مهم تر سلطه ای است که در همه جا هست و در هیچ کجا نیست و به همین دلیل رهایی از دست آن بسیار دشوار است.خشونت نمادین آن قدر طبیعی جلوه می کند و به صورت پنهان خود را به گروه های تابع اعمال می کند که غالباً قابل شناسایی و ردیابی نیست و حتی گاه به رفتاری دوستانه و مهربانانه تعبیر می شود.خشونتنمادین تحت تأثیر گروههای مسلط هر میدان به صورت نامرئی وجود دارد.پیش کسوتان و قدیمی ترهای هر میدان سعی می کنند عادت واره های میدان را به گونه ای شکل دهند که متناسب با عادت واره های تازه واردها نباشد،اما افراد تازه وارد میدان برای حفظ جایگاه و موقعیت خود به ناچار عادت واره های تحمیل شده را می پذیرند ولی این عدم تناسب شکلی از خشونت نمادین است که طی آن سلسله مراتب طبقات اجتماعی بازتولید میشود.

برچسبها: هژمونی, خشونت نمادین, بوردیو, گرامشی
ادامه مطلب...
کودک صحنههای تلویزیونی را زندگی واقعی تلقی میکند!
🔻لوس کیوتو در پژوهشی که دربارۀ تأثیر تلویزیون بر کودکان جامعۀ امریکا انجام داد، اظهار کرده است: مادران مورد تحقیق وی ادعا میکردند فرزندانشان از تلویزیون مسائلی را میآموزند. دستکم بعضی از آنها احساس میکردند که همۀ این آموزشها مفید نبوده و تلویزیون فرزندانشان را دربارۀ موضوعهایی مانند مسائل جنسی و مواد مخدر کنجکاو کرده است.
🔸پژوهشهای بيشماری نيز دربارۀ رابطۀ ميان خشونتهای تلويزيونی و رفتار كودكان انجام شده است. كودك به طور معمول صحنههای تلويزيونی را زندگی واقعی تلقی میکند؛ زیرا هنوز براي تمایز زندگی واقعی از ساختارهای تلويزيونی، آن هم با جاذبۀ مسحوركنندۀ تلويزيون، بسيار كوچك است.

🔸در سال ۱۹۹۶م، پژوهشگران دانشگاه كاليفرنيا در سانتاباربارا هشدار دادند كه «خطر مشاهدۀ صحنههای تلويزيونی خشونتآميز شامل بیقيد شدن نسبت به عواقب خطرناك خشونت از يكسو و از سوی ديگر ايجاد هراس از مورد حمله قرار گرفتن است». افزون بر اين «ديدن صحنههای فراوان خشونت در تلويزيون ضرورتاً منجر به رفتار خشونتآميز از سوی كودک نمیشود، اما اين عقيده را در او به وجود میآورد كه خشونت دارای جايگاهی عادی در زندگی روزمره است و علاوه بر آن، اين ترس را در كودك ايجاد ميكند كه در خيابان مورد حمله قرار گيرد».
🔸در علم ارتباطات، به طور معمول به تلویزیون رسانۀ سرد و به رادیو رسانۀ گرم لقب دادهاند. تلویزیون نمیتواند حالت جانبی رادیو را در زندگی فرد داشته باشد؛ تلویزیون تماشاگر را با تمام وجودش جذب برنامه میکند و او را وا میدارد تا از همۀ حواسش برای درک آن استفاده کند یا به عبارت دیگر ایجاب میکند که تماشاگر مدام با او همراه باشد.
🔹بخشی از مقاله « در جست و جوي تسخير ارواح»، «عبدالرحیم ولدبیگی»، #نشریه_زمانه شماره ۹۹
برچسبها: سواد فضای مجازی, سواد رسانه ای, سبک زندگی در عصر رسانه, تربیت فرزند در عصر رسانه
بازتابشگرى فرآيندى است كه طى آن فرد در فرآيند مورد نظر به صورت نظاممند حاضر مىشود و قالبهاى معينى را در آن بازتاب مىدهد. در پژوهش، بازتابشگرى به حضور نظاممند پژوهشگر در بافت برساخت شناخت و تأثير او در هر مرحله از فرآيند پژوهش به ويژه در جمعآورى و تحليل دادهها دلالت دارد. «پيشينه و جايگاه پژوهشگر بر آنچه كه او براى بررسى انتخاب مىكند، زاويهى بررسى، روشهايى كه براى اين هدف بسندهتر ارزيابى مىشوند، يافتههايى كه مناسبتر در نظر گرفته مىشوند، و چهارچوببندى و تبادل نتايج تأثير مىگذارند» (مالترود ، 2001، ص 484ـ 483) و بنابراين، ديدگاهها يا جايگاه پژوهشگر مىتوانند هم در انتخاب مساله و هم بر فرآيند پژوهش بازتاب يابند و اين به ويژه در پژوهشهاى كيفى كه در آنها پژوهشگر در فرآيند پژوهش حاضر است مصداق بيشترى دارد.
نزد روششناسان مردمى، اين اصطلاح [ بازتابشگري]بدين معنى است كه يك موضوع يا رفتار و توصيف آن را نمىتوان از موضوع، رفتار يا توصيف ديگر جدا نمود، بلكه آنها رابطهى آيينهسان با هم دارند. بازتابشگرى و زمينه پيروى
خواصى از رفتار، زمينهها و صحبت هستند كه ساخت موجود در پس واقعيت اجتماعى را ملزم مىگردانند. هر دوى اين خواص عينيت گزارشها، توصيفها، تبيينها و غيره را زير پرسش مىبرند. يك توصيف قوم نگاشتى از يك زمينه از اين حيث بازتابشى است كه اين توصيف درصدد تبيين مشخصههاى يك زمينهى خاص (نظير زندگى روستايى) است، اما خود اين زمينه چيزى است كه از آن، جهت مفهوم بخشى به اين توصيف استفاده مىشود (Online dictionary of social seiences، 2003؛ برگرفته از ميرزايى، 1394، ص 175ـ 174). ادامه مطلب
بازتابشگری در روش تحقیق، بازتابشگری در علوم اجتماعی،بازتابشگری در مردم شناسی
منبع:
میرزایی،خلیل،(1395) کیفی پژوهی:پژوهش،پژوهشگری،پژوهشنامه نویسی ،تهران،فوژان،جلد1و2
برچسبها: بازتابشگری, مردم شناسی, کیفی پژوهی, Reflexivity
ادامه مطلب...
امروزه باگسترش کاربرد اینترنت در دنیا به عنوان یک رسانه تعاملی، بحثهایی در مورد تأثیرات اینترنت بر ارتباطات میان فردی و خانوادگی انسانها مورد توجه قرار گرفته است( سلوین[1]، 2000: 95). زیرا زندگی و روابط خانوادگی مهمترین رویدادهای هستند که هر فرد در طول زندگی خود تجربه میکند. همچنین خانواده به عنوان یکی از نهادهای اساسی جامعه و به عنوان نخستین عامل جامعه پذیری افراد، یکی از مباحث اصلی جامعه شناسی را به خود اختصاص داده است(ساروخانی، 1370: 131). خانوادهها در جهانی مادی و واقعی قرار دارند و ویژگیها و خصوصیات محیط بر آنها تأثیراتی واقعی بر جای میگذارد. یکی از مهمترین عناصر تأثیر گذار محیطی در دنیای معاصر ظهور فناوریهای اطلاعات است. امروزه فناوریهای اطلاعاتی از راههای گوناگون به خانه و خانواده هجوم آوردهاند. شاید مهمترین مصداق این هجوم اینترنت و کامپیوترهای خانگی باشد که به سرعت در حال قدرت گرفتن هستند. پیش بینی دقیق آنچه کار با کامپیوتر و اینترنت بر سر خانوادهها میآورد، به غایت دشوار است، اما در هر حال باید دانست که این فناوریها تأثیراتی بس مهم بجا میگذارند و خواهند گذاشت(برناردز، 1384: 166).
آجای[2] (1995) استدلال میکند که مردم به طور روز افزون زمان و فرصت بیشتری را با تکنولوژی نسبت به اطرافیان و دوستانشان صرف میکنند. این تغییر جهت از خانواده و گروه همسن به رسانههای گروهی به عنوان نهاد اجتماعی اولیه، میتواند در سالهای 1930 با رادیو، به دنبال آن سالهای 1950 با تلویزیون و امروزه با تکنولوژی شبکهای ردیابی شود. برای بسیاری از مردم رفتن به اینترنت یک راه کنار آمدن با جامعهای است که مردم آن، روز به روز از همدیگر کناره گیرتر میشوند. ارتباطات رایانهای تأثیرات اجتماعی را با نبودن رفتارهای غیر کلامی مانند صحبت نکردن، خیره شدن و مانند آن کاهش میدهد. (امیدوار و صارمی، 1381: 64).

فناوری اطلاعات همچنین میتواند بر ماهیت روابط متقابل تأثیر بگذرد. مثال بارز آن نگرانی در مورد میزان خشونتی است که در برخی بازیهای کامپیوتری و منابع اینترنتی تصویر میشود و روابط خانوادگی را در آینده بیشتر تحت الشعاع قرار خواهند داد(برناردز، 1384: 166). بهترین راه برای فکر کردن در بارۀ این قابلیت به یاد داشتن این موضوع است که عملکردها و مسیرهای خانوادگی بیانگر نحوه گردهم آمدن افراد و برقراری ارتباط متقابل بین آنها است. فناوری اطلاعات میتواند بر انواع و اقسام عملکردهای خانوادگی به شدت تأثیر بگذارد. آشکارترین این تأثیرها کم شدن روابط بین افراد در کل و افزایش فردگرایی در خانواده است (برناردز، 1384: 167).
برچسبها: اعتیاد اینترنتی, روابط خانوادگی و اینترنت, آسیب های فضای مجازی, سواد رسانه ای
ادامه مطلب...
دانشجویان مطالعات فرهنگی دانشگاه علم و فرهنگ
کارنامه کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی
منابع کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی
مطالعات فرهنگی علم و فرهنگ
برچسبها: کارشناشی ارشد مطالعات فرهنگی, مطالعات فرهنگی, دانشجویان کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی
اینترنت از اتصال و ارتباط شبکهها و رایانهها با یکدیگر از طریق خطوط مخابراتی نظیر تلفن، آنتن های ماهوارهای، کابلهای فیبر نوری و ... حاصل میشود(ابراهیمی، 1380: 26). با گسترش روز افزون اینترنت و توسعه همه جانبه امکانات آن امروزه ما در دنیایی که به شدت تحت تأثیر تواناییها و امکانات آن قرار دارد، قرار داریم. امکاناتی که به ما توانایی ارتباطی وسیعتر در همه ابعاد و جنبههای مورد نیاز زندگیمان را میدهد. انقلاب اطلاعاتی به قول کاستلز (2000) با انقلاب تکنولوژیکی و گسترش اینترنت در دهه هفتاد و در دره سیلیکون اتفاق افتاد(بل، 2001: 73). در حقیقت اینترنت فضایی مجازی و بسیار گسترده است که استفاده از آن روز به روز در حال افزایش است.
اینترنت به عنوان راهی برای برقراری ارتباطات و تبادل اطلاعات به انسان اجازه میدهد که فرهنگ سرزمینهای مختلف را کشف کند، یا اینکه با تمام افراد دنیا ارتباط داشته باشد. با وجود این که ممکن است ویژگیهای جذابی برای اینترنت وجود داشته باشد، جای تعجبی ندارد که افراد به آن معتاد شوند(پاولی[1]، 2002: 215). اعتیاد به اینترنت با عناوین متفاوتی از قبیل وابستگی رفتاری به اینترنت، استفاده مرضی از اینترنت، استفاده مشکل زا از اینترنت، سوء استفاده از اینترنت، کاربرد غیر سازشی و اختلال به اینترنت معرفی میشود(گندمی، 1389: 19). به طور کلی این اختلال را میتوان به عنوان استفاده از اینترنت که بتواند مشکلات روان شناختی، اجتماعی، خانوادگی یا شغلی در زندگی فرد ایجاد کند، تعریف کرد. رایج ترین اصطلاح اعتیاد به اینترنت است که نوعی وابستگی رفتاری به اینترنت ایجاد میکند. اگر چه مفاهیمی مانند اعتیاد به تکنولوژی یا رایانه را شاتون[2] در سال 1991 بررسی نمود، ولی اعتیاد به اینترنت اصطلاحی است که چند سال بعد ایوان گلدبرگ[3](1994)، اورلی[4] (1996)، گریفیتز[5](1997) و یانگ[6](1996، 1998) رواج دادند (شجاعی، 1387: 100).

اعتیاد به اینترنت توسط ایوان گلدبرگ(1994) برای استفاده اجباری از اینترنت به کار رفت(بلاک[7]، 2008: 187). او اعتیاد به اینترنت را «به عنوان یک الگوی ناسازگار استفاده از اینترنت که منجر به آسیب یا آشفتگی معنادار بالینی میشود، توصیف کرد»(جاوید و کامران پور، 1387: 623). گریفتز(1998) معتقد است که اختلال اعتیاد به اینترنت ممکن است از یک یا چند جنبه اینترنت مانند: تایپ کردن، نبودن رابطه رویاروی و خلاقیتهای اجتماعی ناشی شود. وی معتقد است که اعتیاد به اینترنت یک اعتیاد رفتاری است که دارای اجزای زیر میباشد:
1- برجستگی[8]: زمانی رخ میدهد که فعالیت معینی مهمترین فعالیت زندگی یک شخص میشود و بر تفکر، احساس و رفتار فرد تسلط دارد؛
2- تغییر خلق[9]: فرد در یک حالت آرام بخش یا تخدیر کننده قرار دارد؛
3- تحمل[10]: در آن نیاز به فعالیت گسترده و روز افزونی برای رسیدن به همان ثبات قبلی است؛
4- نشانههای کناره گیری[11]: حالت یا اثرات فیزیکی ناخوشایندی است که وقتی فعالیت ادامه نمییابد در فرد دیده میشود؛
5- تعارض[12]: تعارض شامل بین شخصی (این حالت شامل بوجود آمدن تعارض بین معتاد و افرادی است که با وی سروکار دارند، همچون اعضای خانواده و دوستان) و تعارض درون فردی (در درون فرد) که در ارتباط با یک فعالیت معین وجود دارد؛
6- بازگشت[13]: شامل تمایل برای تکرار حالتهای قبلی فعالیت معین است که در موارد شدید سالها بعد از کنترل رفتار دوباره عود میکند(امیدوار و صارمی، 1381: 16).
اورزاک[14] (1999) اعتیاد به اینترنت را به عنوان یک اختلال در نظر میگیرد، نوعی اختلال که مردمی که رابطه صفحۀ رایانه را جذابتر از واقعیت زندگی روزمره میبینند، از آن رنج میبرند. اورزاک (1991) وابستگی به اینترنت را به عنوان یک مشکل روانی دارای دو دسته علائم و نشانه ها میداند: الف) نشانهها و علائم روانی مانند ناتوانی در متوقف کردن فعالیت و یا احساس رضامندی در استفاده و یا مشکل در مدرسه و خانواده، ب) نشانه و علائم جسمانی پشت درد، سردرد، بی نظمی در غذا خوردن، اختلال در خواب(کراملی مقدم، حکمت دوست، 1385: 147).
تحقیقاتی که اخیراً درباره اعتیاد به اینترنت صورت گرفته است چندین معیار برای اعتیاد به اینترنت بر شمردهاند سه مورد از این معیارهای مهم عبارتند از: 1- هنگامی که شخص سعی میکند از اینترنت خارج شود احساس بی قراری و بد خلقی میکند، 2- از اینترنت برای فرار از مشکلات و یا کاستن از احساس نا امیدی، اضطراب و افسردگی استفاده میشود، 3- کاربران اینترنت در مورد میزان و وسعت استفاده خود از اینترنت، به اعضای خانواده و یا دوستانش دروغ گفته و آن را کتمان میکند(فرشباف، 1388: 8) 4- استفادهای که اثرات زیان آوری بر عملکرد فیزیکی، روانی، اقتصادی – اجتماعی و روابط خانوادگی و شخصی داشته باشد( امیدوار، 1381: 15) و نهایتاً شخص با وجود هزینه بالای استفاده از اینترنت مکرراً از آن استفاده میکند.
جامعه شناسان، روانشناسان و روان پزشکان تلاشهای زیادی را از جمله تبیینهای زیستی- پزشکی، روان پویایی، رفتاری، شناختی، شناختی – رفتاری و اجتماعی – فرهنگی در جهت تبیین اعتیاد به اینترنت انجام دادهاند. به عنوان مثال یانگ[15](1998) یکی متخصصان و محققان مسایل اینترنت، ریشه اعتیاد آور بودن اینترنت را به سه عامل گمنامی[16]، راحتی و آسودگی[17] و گریز[18] پیوند میدهد. لیکن در تبیین اجتماعی – فرهنگی، اعتیاد با عوامل مختلفی چون جنسیت، سن، طبقه اقتصادی – اجتماعی، قومیت، مذهب و کشور تغییر میکند. برخی از انواع اعتیاد در میان مردمی که دارای طبقات متنوعی هستند، رایج میباشد؛ برای مثال نوشیدن الکل بیشتر در طبقات اجتماعی – اقتصادی میانه در آمریکایها و بومیهای ایرلند و در میان کاتولیکها رواج دارد. در مورد افراد معتاد به اینترنت هنوز تحقیقات کافی در دست نیست تا بتوان گفت که آیا طبقه خاصی برجستهتر هستند یا نه. علاوه بر آن تاکنون تنوع زیادی در میان استفاده کنندگان اینترنت وجود نداشته تا بتوان به اظهار نظرهای قطعی پرداخت.
در بعد پیامدی بر اساس پژوهشهای صورت گرفته، گسترش اینترنت مانند نوآوریهای دیگر، به ایجاد دگرگونیهایی در جنبههای مختلف زندگی انجامیده است و در کنار دست آوردهای انکار ناپذیر مثبت در زمینههای گوناگون، پیامدهای نامطلوبی نیز به همراه داشته است. گریفیتز (1998) در پژوهشی که به منظور بررسی نقش اینترنت در حالتهای روانی افراد است نشان داد که اینترنت یکی از راههای دانش اندوزی، آگاهی افزایی و برقراری ارتباط دوستی با دیگران است، اما چون اینترنت، انبوهی از اطلاعات مثبت و منفی را دارد، خطرهای بالقوه آن بویژه برای نسل جوان نگران کننده است(شجاعی، 1387: 90).
کائو[19] و همکاران (2007)، کیم[20] و همکاران(2006)، و ین[21] و همکاران (2007) نشان دادهاند که میزان افسردگی، اضطراب، افکار خودکشی، بیش فعالی، هراس، ترس اجتماعی، پرخاشگری و خشونت و رفتارهای ضد اجتماعی در دانشجویانی که به اعتیاد به اینترنت دچارند، بیشتر است.
_________________________________________________
[1] - Pawley[2] - Shotton[3] - Ivan Goldberg[4] - Orleill[5] - Griffitns[6] - Yong[7] - Block[8] Salience[9] - Mood Modification[10] - Tolerance[11] - With Drawal Symptoms[12] - Conflict[13] - Relapse[14] - Orzack[15] - Young[16] - Anonymity[17] - Convenience[18] - Escape[19] - Cao[20] - Kim[21] - Yen
منابع:
ابراهیمی، مهدی(1380) اینترنت، تهران، نشر کتابدار
- امیدوار، احمد و صارمی علی اکبر(1381)، اعتیاد به اینترنت توصیف، سبب شناسی، پیشگیری، درمان و مقیاسهای سنجش اختلال اعتیاد به اینترنت، مشهد، انتشارات تمرین
- امیدی، عبدالله، اکبری، حسن و یعقوبی، حمید (1387) بررسی فراوانی به اینترنت و ارتباط آن با وضعیت روانشناختی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کاشان 1383، مجموعه مقالات چهارمین سمینار بهداشت روانی دانشجویان
- بیکر، ترزال(1388) نحوه انجام تحقیقات اجتماعی، ترجمه هوشنگ نایبی، تهران، نشر نی
- زنجانی زاده، هما و محمدی جوادی، علی (1384)، بررسی تأثیر اینترنت بر ارزشهای خانواده در بین دانشآموزان دبیرستانی ناحیه 3 مشهد در سال 82 و 83، مجله جامعه شناسی ایران، سال ششم، شماره 2
- شجاعی، محمد صادق (1387)، روان شناسی و آسیب شناسی اینترنت، فصلنامه علمی – تخصصی روانشناسی در تعامل با دین، شماره 1
- کراملی مقدم، رضا و حکمت دوست، زهرا(1385)، وابستگی به اینترنت، اختلالی که موجب به هم ریختن سلامت روانی دانشجویان میشود، مجموعه مقالات سومین سمینار بهداشت روانی دانشجویان، دانشگاه علم وصنعت.
- گندمی، زینب(1389) بررسی رابطه اعتیاد به اینترنت و ویژگیهای شخصیتی دانشآموزان متوسطه شهرستان کاشان سال تحصیلی 89 – 88، پایانامه کارشناسی ارشد، رشته روانشناسی تربیتی، دانشگاه کاشان
برچسبها: اعتیاد اینترنتی, فضای مجازی, زندگی دوم, عوارض اعتیاد اینترنتی
دیر گاهی است که اُفتاده ام از خویش به دور!
شاید این عید، به دیدارِ خودم هم بروم...!

تجربیات خوبی را در این سال برای خویش دست و پا نمودم. تجربیات علمی و عملی که مرهون معلمانم در این سال است.خداوند حفظشان نماید.
برخی تجربیات را نیز از باب قسمت خیر در کاسه ما نهادند که خداوند باعث و بانی آن را رحمت نماید من جمله خود ایشان.خداوند
سال ۹۵ برعکس سال های گذشته کمتر فرصت و حوصله نوشتن را داشتم و بیشتر درگیر اجراییات شدم.امیدوارم امسال جبران مافات نمایم.

+ پایان سال نوشت : الحمدلله
بدو بدو باید کاسه کوزه مون رو جمع کنیم بریم کلینیک سلامت ذهن فضای مجازی و بخش سواد فضای مجازی رو پیگیری کنیم
برچسبها: کلینیک سلامت ذهن, ترک اعتیاد به اینترنت, سواد فضای مجازی, سواد رسانه ای
مجازی استان های کشور ،طراحی دومین دوره آموزش کشوری راهنمایان سواد فضای مجازی در مرکز سوادفضای
مجازی سازمان سراج به حمدالله به پایان رسید و ان شالله پس از برنامه ریزی اجرایی آن به زودی برگزار می گردد.
برچسبها: کلینیک سلامت ذهن, ترک اعتیاد به اینترنت, سواد فضای مجازی, کارگاه سواد رسانه ای
مدتی است که بر روز زندگی فروغ فرخ زاد متمرکز شده ام. نقشی که فروغ در تاریخ معاصر ادبیات ما دارد نفش خاصی است. خاص! همین و بس.
درحین جستجو های خود به مصاحبه ای از دکتر شفیعی کدکنی در مورد شاملو رسیدم. به هیچ عنوان نمی خواهم این نظر را به وضعیت فروغ تعمیم دهم ولی می خواهم بگویم که وضعیت فروغ در میان جوانان ما نیز وضعیت خاصی است. شاید شرایط اجتماعی، شاید جنسیت ،شاید شرایط سیاسی و. ..... نقش مهمی در بازنمایی فروغ در عصر حاضر دارد.
**آنچه شاملو را میسازد ربطی به شعرش ندارد
حق این است که شاملو را برای نسل جوان امروز باید «تجزیه» و «تحلیل» کرد. ممکن است در این تجزیه خیلی از محسنات او تبدیل به نقاط ضعف شود ولی به هر حال، از این کار گریزی نیست. این کار را آیندگان با بیرحمی خواهند کرد. اگر جوانان امروز بدانند که شخصیت ادبی آقای شاملو چگونه تشکیل شدهاست، هرگز اینگونه عمر خود را صرف شعر، آن هم شعر اینطوری – که در روزنامهها میبینیم – نخواهند کرد. تو بهتر از هر کسی میدانی که آنچه ا. بامداد یا احمد شاملو را میسازد اگر به صد جزء تقسیم شود، پنجاه تا شصت درصدش ربطی به شعر ندارد. این شهرت و اعتبار نتیجه پنجاه شصت سال حضور مستمر در روزنامهها است.
**حزب توده، سلطنت طلبها ، چریکها و ناراضیان کنونی حامی شاملو هستند
مدتی حزب توده او را بزرگ میکرد، بعد سلطنتطلبها، بعد چریکها، حالا هم ناراضیان از اوضاع کنونی. و این بزرگ کردنها به هیچ وجه صددرصد به شعر او مربوط نیست، مربوط به موقعشناسی اوست و به قول خودش – با الهام از تعبیری از مایاکوفسکی - «سفارش زمانه» را پذیرفتن. نه اخوان، نه فروغ، نه نیما، نه سپهری، هیچ کدام این طوری سفارش زمانه را نتوانستند بپذیرند. در تهران که بودم، یکی از دانشجویان علوم اجتماعی صد شماره مجله آدینه را برای یک مطالعه فرهنگی تحلیل کامپیوتری کرده بود. میگفت: در این صد شماره، در تمام شمارهها – جز چند مورد استثنایی – نام شاملو آمده است و در تمام موارد با القابی از نوع «شاعر بزرگ میهن ما» «شاعر بیهمتای»... عناوینی که الآن به یادم نمانده و راست میگفت. عکسها و تفضیلات و اخبار درباره او. اما در همین صد شماره اسم نیما و اخوان و فروغ فقط نیما و اخوان و فروغ هستند بدون هیچگونه صفت و به قول فرنگیها اپیتتی epithet اما او همیشه با عنوان شاعر بزرگ قرن، شاعر بزرگ میهن مان و ... پنجاه سال شب و روز، در وسیعترین نشریههای سیاسی و فرهنگی، درباره شاطر عباس صبوحی اگر تبلیغ شده بود حالا جایزه نوبل را به اولاد و احفاد شاطر عباس میدادند، شاملو که جای خود دارد.
برچسبها: مطالعات فرهنگی, cultural studies, سواد رسانه ای, سبک زندگی در عصر رسانه

به حمدلله اولین دوره کشوری راهنمایان سواد فضای مجازی از 28 تا 30 مهر ماه توسط مرکز سواد فضای مجازی سازمان سراج با موفقیت برگزار گردید
این دوره سه روزه شامل کارگاه ها و سمینارهای متعددی بود که از روز چهارشنبه 28/7/95 تا روز جمعه 30/7/95 برگزار گردید
کارگاه ها و عناوین مورد بحث در این دوره شامل آیین سخنوری، فقه رسانه، اصول و مبانی رژیم مصرف رسانه های دیجیتال، شبکه های اجتماعی و سواد فضای مجازی، تکنیک های اقنایی، سواد بازی های رایانه ای، خانواده و رسانه های دیجیتال، آینده پژوهی و امینت کاربران بود
این دوره با هدف شناسایی، سازماندهی، توانمندسازی و حمایت از عناصر فعال این حوزه و تحقق فرامین مقام معظم رهبری پیرامون سواد فضای مجازی، با نگاه به تولید قدرت نرم در راستای ایجاد امنیت پایدار برای نظام جمهوری اسلامی ایران و تقویت نهاد خانواده به دست متخصصان متعهد جبهه فرهنگی انقلاب به همت سازمان فضای مجازی سراج آماده و برگزار شده است.
در این دوره به آموزش 90 نفر از فعالین و مدرسین فضای مجازی در سطح کشور پرداخته شد.
برچسبها: سواد فضای مجازی, سواد رسانه ای, سبک زندگی در عصر رسانه, تربیت فرزند در عصر رسانه






