X
تبلیغات
مطالعات فرهنگی - تحلیل فیلم سینمایی چهارشنبه های نحس بر اساس فضای رابطه ای شهری
مطالعات فرهنگی
شکسته بسته در حوزه مطالعات فرهنگی ،جامعه شناسی ، ارتباطات
نگارش در تاريخ 91/09/26 توسط صالح اصغری وبلاگ مطالعات فرهنگی
شناسنامه ی فیلم:

نام فیلم: چهار شنبه ی نحس

کارگردان:مهناز حق شعار

زمان فیلم: 2:50 دقیقه

بازیگران: ناشناخته و عموما غیر حرفه ای و نابازیگر

فیلم اجازه ی اکران تاکنون نگرفته است.

 درباره ی فیلم:

- در ابتدا می بایست به این نکته اشاره کنم که فیلم درام خاصی ندارد.به عبارت دیگر داستان و ماجرا در این فیلم معنای خاصی نداردو درام در داستان شکل نمی گیرد. و ساختار فیلم خطی است.آنچه که فیلم را پیش می برد ماجرای شخصیت است (و نه ماجرای داستان)

- فیلم داستان زندگی دو شخصیت اصلی آن یعنی حماسه و مهدی است.پسرانی که سنشان حوالی 30 سال است و زندگی مجردی را در شهرک غربِ تهران دارند

-حماسه و مهدی دو جوانی هستند که به نظر تحصیلات خاصی ندارند. شغل ثابتی ندارند و به عبارت بهتر شغلی ندارند. آنچه که آن ها از طریق آن به امرار معاش خویش می پردازند کمی عجیب است. قطعا آن ها شغل خاصی ندارند و از طریق خلاف کردن کسب درآمد میکنند ولی نه هر خلافی!!!

- مهدی و حماسه جوون هایی هستند که برای زندگی خود قانون دارند.قانونی در بی قانونی!! در همان ابتدای فیلم به این نکته اشاره میشود. خلاف های آن ها در تمام سال جاری است به جز عاشورا.
-
پس آن ها جوانانی هستند که حد را میشناسند.ولی حد را خودشان برای خودشان تعریف نموده اند. در جای دیگری از فیلم حماسه به دوست خود مهدی می گوید که تمام تیله های خود را در نوجوانی علارغم علاقه وافری که بدان ها داشته در ضریح امام زاده محلشان خالی کرده و این کار را تنها به خاطر قولی که به خداوند داده است انجام داده.(نجات جان یکی از اعضای خانواده اش از مرگ) در همین جا است که حماسه رو به مهدی می گوید که حماسه زیر قول خودش نمیزنه مخصوصا که به خدا قول داده باشه.

- خلاف هایی که آن ها در طول فیلم انجام میدهند (اعم از گرفتن پول از زن مطلقه برای کتک زدن شوهرش، گرفتن پول از پسری که قصد رفتن به سربازی را ندارد جهت تهیه کارت پایان خدمت و گرفتن پول از چند جوان مایه دار برای همکاری با آن ها به جهت پخش کلیپ موسیقی شان و پیدا کردن دختر شخصی در عوض دریافت پول) تماما خلاف های معناداری است.  هم از حیث ماهیت  و هم از حیث مخاطب

نام فیلم : 

این مونولوگ ابتدایی شخصیت اصلی فیلم حماسه است که اول فیلم میگه:

چهارشنبه های لعنتی:

همه اتفاقهای گند چهارشنبه ها میافته
اولین بار تو مدرسه چهارشنبه کچلم کردن
چهارشنبه ها جغرافی داشتیم
چهارشنبه ها تصادف میکنم
چهارشنبه از دانشگاه اخراجم کردن
چهارشنبه استقلال قهرمان نشد
هر چی آدم گنده اولین بارآدم چهارشنبه ها میبینتشون
هر چی آدم مزخرفه آدم چهارشنبه ها دیگه نمبینتشون
حالم از چهارشنبه ها بهم میخوره:
نه اول هفته است نه وسط هفته نه آخر هفته
منافقه: عین متولدهای بهار و پاییز میمونه  وزه
ما یه خانواده چهار نفره ایم: من موبایلم سیگارم سوییچم
من فیلم دوست داشتم شما هم میتونید امتحان کنید.

تامل در نام فیلم :
باتوجه به این که در ابتدای فیلم مونولوگ بالا توسط حماسه بیان میشه ذهن مخاطب به این سمت میره که نحسی و شومی و نا خوشایندی تنها بخشی از زندگی شخصیت اصلی داستان رو که چهارشنبه هست در بر میگیره. اما با همراه شدن در فیلم مشخص میشه که حماسه از چهار شنبه نمی ناله بلکه اون توی تمام زندگیش این احساس نا خوشایند رو داره. هر روز برای او چهار شنبه است و این کشف رمز در عنوان فیلم بیان شده است. 
چهار شنبه های نحس به دو معنی: 
-در روزهای چهارشنبه اتفاقات نامناسبی برای او رخ داده است
- چهار شنبه های نحس: به معنای اینکه تمامروزهای هفته چهارشنبه است


تامل بر روی دومفهوم :

بی شک دال اصلی گفتمان و نظام سخنی حاکم بر فیلم را مفهوم اسیری تشکیل داده است.در طول فیلم بار ها شخصیت های اصلی (مهدی و حماسه) از واژه ی اسیری استفاده میکنند. اسیری خط قرمز اصلی  هست که این دو به اون پایبند هستند. آن ها خلاف می کنند ولی نه هر خلافی . خلافی که منجر به اسیری بشود در قاموس آن ها راهی ندارد. چه این اسیری عینی باشد و چه ذهنی. خلافی نمی کنند که به زندان بیفتند (عینی)و از طرف دیگر مستی (ذهنی) 

مفهوم دیگری که در این فیلم می بایست بدان توجه شود "روزمرگی " است. روزمرگی خود اسیری است و این اسیری در بستری چون " زندگی روزمره" رخ میدهد. 
در طول فیلم بار ها شاهد آن هستیم که شخصیت های اصلی (مهدی و حماسه)  به تمسخر انسان هایعادی که در اطراف خود می بینندمی پردازند و گل سرسبد این دست افراد و یابه اصطلاح جامعه شناسی خودمان ایده آل تایپی که برای اسیری در نظر می گیرند شخصیت " کارمند" است.
شخصی که به قول آن ها همین الان هم می توان زندگی  200 سال دیگرآن را نیز پیش بینی کرد. این پیش بینی هم در سبک زندگی (ساعت خواب و بیداری آن ها)و هم در وضعیت اقتصادی آن ها (تعویض منزل 60 متری به 68 متری با تراس!!)جای میگیرد.  زندگی روزمره ی این افراد دچار روزمره گی شده است و روزمره گی انسان ها را اسیر میکند و انسان اسیر دیگر انسان نیست.
 اما این روزمره گی در زندگی روزمره ی انسان کارمند چگونه رخ می دهد. پاسخ این سوال چیزی نیست جززندگی شهری! و زندگی شهری از شهر و به عبارت بهتر در این فیلم از کلان شهر (تهران) حاصل میشود.

پلان اول فیلم که مرتبط با حماسه و مونولوگ اوست .آنچه بد از پلان اول به نمایش در می آید فضای شهر تهران و توضیح مختصری است که حماسه از آن میدهد. و جمله پایانی که یک هفته بیشتر در اینجا نیستم. شهر دال دیگری است که در این فیلم در کنار دال های دیگر می نشیند.
مفصل بندی مناسبی که بین شهر، زندگی روزمره،روزمره گی و اسیری به وجود آمده است.
اما سوال بعدی  این است که شهر چگونه می تواند این حس را در شهروندان خود به وجود بیاورد. پاسخ این سوال را زیمل در مقاله ی کلان شهر و حیات ذهنی به خوبی داده است.

فضای عمومی
از دیدگاه اجتماعی/ فرهنگی، فضاهای عمومی به مکانهایی جهت ایجاد و تقویت مناسبات و روابط بیرونی، تعاملات، تغییرات و رویاروییهای اجتماعی گفته می شود که گروههای مختلف با خواستها و علایق متفاوت می توانند در آن جمع شوند ( رفیعیان و مهسایی ، 1384). در دسته بندی سه گانه فعالیتها (جان گل 1982) ( ضروری، انتخابی و اجتماعی )، آرشیتکت و شهرساز مشهور دانمارکی، آنها را مرتبط به کیفیت /مطلوبیت فضاهای شهری تعریف می کند و اینکه هر چه کیفیت فضاهای عمومی بهتر و مطلوبتر باشد، میزان این فعالیتها افزایش می یابند. اما جایگاه فعالیت اجتماعی و میزان حضور افراد در فضاهای عمومی با دو نوع فعالیت ضروری و انتخابی اشاره شده به دلیل تاثیر پذیری شرایط خاص فرهنگی/ اجتماعی در فضاهای شهری متفاوت است. در آن دسته از فضاهای شهری که فاقد جنبه های لازم جهت تقویت روابط اجتماعی هستند، تنها تعداد کمی از این فعالیتها نسبت به شرایط و موقعیت مکانها امکان بروز می یابند. در حالیکه انجام دو نوع فعالیت دیگر تحت هر شرایطی امکانپذیر است و میزان آنها ارتباط کمتری با ویژگیهای منحصر به فرد اجتماعی افراد اجتماع دارد. بنابراین، فعالیتهای اجتماعی شامل سهم قابل توجهی از روابط متقابل جامعه در فضاهای شهری هستند.(1)


فضای ارتباطی

غرض از فضای ارتباطی آن حوزه از زمان و مکانی است که آدمیان قادراند اوقات فراغت خود را در ارتباط با یکدیگر طی کنند. فضایی است مالامال از تبادل خواسته­ها و داشته­ها. میدانی است که بسته به نوع فضای خود شرایط لازم را برای هر فرد علاقه­مند به فعالیت در آن میدان فرا هم می­آورد. در چنین فضایی هر فرد می­تواند با حضور خود، داشته­ها، و ساخته­های ذهنی و دستی خود را عرضه کرده و در عین حال از شرایط مناسب برای خلق راههای جدید و عرضه استعداد خود بهره جوید.مهم­ترین ویژگی انسان که توانست بر این ربع مسکون تسلط یابد و از خود میراث­های باشکوه فرهنگی به جای گذارد، در همین قدرت ایجاد فضای مبادله و ارتباط نهفته است. طبعا مهم­ترین رابطه روابط انسانی است. تنها در میدان این روابط و احساس حضور در آن است که انگیزه­های زاینده و خلاق انسان تولد یافته و بالیده می­گردند. هر چه این فضاها بیشتر فعال شوند، شوق و ذوق افراد فعال در آن­ها برای خلق اندیشه­ها و روش­های نوتر نیز بیشتر می­شود(2)
هر فضای عمومی شهری می تواند پتاسیل گفت­وگویی کردن شهر را در خود داشته باشد به شرط آنکه ساختار‌ها و طراحی شهری که توسط مهندسان انجام می‌شود، از ابتدا قابلیتهای گفت‌و‌گویی  بودن و جمعی شدن را در خود داشته باشد. مثلا فضاهای خرید در حال حاضر مکانهایی هستند که افراد می‌آیند خرید می‌کنند و می‌روند در حالی که مراکز خرید همانند برخی کارناوالها که در ماه رمضان در برخی مراکز خرید شهرهای عربی انجام می شود باید به گونه‌ای باشد که افراد بیایند آنجا دور هم بنشینند و گاهی برنامه های جمعی داشته باشند و یا پارک‌ها نیز به همین ترتیب باید امکان جمع شدن افراد را فراهم آورتد.
این نکته وقتی پراهمیت­تر می شود که توجه داشته باشیم که فضاها همان اندازه که می توانند امکان جمع کردن را پدید آورند می توانند امکان متفرق کردن را نیز موجب شوند(3)


ازخودبیگانگی وشهر

شهر همواره در نزد فیلسوفان، اندیشمندان و محققان به عنوان پدیده ای جدید که انسان را از جوهره اصیل خود دور می سازد و او را در چارچوب روابط عقلانی خشک ابزاری و حسابگری قرار می دهد، مدنظر بوده است. روابط اجتماعی و شیوه امروزین زندگی در فضای شهری از یک طرف، و نقش نمادین فضاهای کالبدی در شهرها از طرف دیگر، انسان شهرنشین را بیش از پیش نسبت به خود و دیگران و محیط بیگانه کرده است.
باید خاطرنشان شد که عناصر مادی و کالبدی فضای شهری بیانگر نمادها و معنای خاصی است که از طریق آن شهروندان با اطراف خود ارتباط برقرار می کنند، اما اینکه آن نمادها و معانی چه حس و چه رابطه روانی و اجتماعی را در فرد تقویت می کند، بستگب به شکل و فرم فضایی دارد که از درون طرح های توسعه شهری به وجود می آید. به عنوان نمونه، ساخت و سازهای بی رویه شهری، حکایت از آشفتگی و پریشانی فضایی دارد که این آشفتگی و پریشانی به تشویش روانی، همراه با فقدان تعلق اجتماعی شهرنشینان، انجامیده است. طرح های توسعه شهری در کشور ما بدون توجه مدیران شهری به ابعاد روانی و ذهنی و فرهنگی به اجرا در می آیند و شهرنشینان سنتی را به زندگی مدرن - با گرایش ها و ایدئولوژی مدرن - دعوت می کنند.
این امر باعث ایجاد شکاف و فاصله میان انسان شهرنشین با محیط شهری خود می شود که نتیجه آن چیزی جز انزوا، انفعال و از خود بیگانگی نسبت به محیط نیست. طرح های توسعه شهری بیانگر فاصله ها و بی هویتی هاست، و این امر خود به احساس تعلق ناچیز نسبت به محیط شهری می انجامد و فردگرایی و انزوا را به دنبال می آورد. زندگی در شهرها تنها به معنای داشتن سکونت در محیط امن و سرپناه نیست، بلکه به معنای احساس تعلق و معنا نسبت به جلوه های منطقی و عقلانی از هستی و حیاتی است که در شهر تبلور یافته است. از آنجا که انسان در تمام عرصه های حیات و زندگی - از جمله در قلمرو روابط و فضای شهری - معناکاو است، اگر معناهای اصیل متعلق به تاریخ و فرهنگ و فطرت خود را در فضای شهری پیرامون خود مشاهده نکند، دچار یأس، دلسردی، انزوا و از خود بیگانگی می شود.(4)

فضای شهری درفیلم
در  بخش های مختلفی از فیلم می توان صحنه هایی را دید که حماسه و دوستانش در کوچه و یا خیابان ، در کنار ماشین و مکان های عبوری جمع میشوند و به گفتگو می پردازند. حتی در یک صحنه هم که مهدی و حماسه در پارک هستند مکان خاصی برای گفتگویی  که بینشان  پدید آمدنیزوجودنداشت.ملاقات زن مطلقه بامهدی نیمه شب و جلوی  درب منزلش ،همچنین ملاقات با چندجوانی  که اهل  موسیقی بودند تماما در مکانهایی خاص انجام میگرفت. مکان هایی که عموما فارغ از معماری شهری ،درجهت ایجاد فضای ارتباطی است. مکان هایی بیشتر باویژگی های غیرعمومی/شخصی


سخن آخر
در جامعه‌اي مثل ما اين نكته مهم است كه فضاهاي ارتباطي  كمي وجود دارد  تا آدم‌ها بتوانند آزادانه فارغ از متغيرهايي چون جنسيت و... با همديگر ارتباط برقرار كنند. در ايران حلقه‌هاي كمي وجود دارند كه آدم‌ها به واسطه آن يكديگر را بشناسند, با يكديگر جمع شوند و ارتباط جمعي برقرار كنند.

منابع:
-خیابانهای معاشر پذیر؛ محل درنگ و ماندن / م.معینی
-فرهنگ شهری: تاثیرات محیط شهری در از خود بیگانگی انسان/ غراب،ناصر الدین
-شهروندیِ غیرمشارکتی و مشارکت غیر شهروندی،
نگاهی  به وضعیت  شهروندی در جامعه ایران در گفتگو با دکتر عباس کاظمی


برچسب‌ها: شهر رسانه, فضای ارتباطی, چهارشنبه های نحس, مطالعات فرهنگی, cultural studies

ابزار رایگان وبلاگ

طراحی سایت